على محمدى خراسانى
248
شرح منطق مظفر (فارسى)
مرحوم مظفر در مقام جواب مىفرمايند : اشتباه شما در اين است كه باب حسن و قبح اشياء را به باب الكلّ اعظم من الجزء قياس كردهايد و ميان اين دو باب فرقها وجود دارد كه سبب مىشوند تا قياس مع الفارق باشد كه در اصول فقه جلد 2 به سه فرق اشاره نموده و در اينجا به دو فرق اشاره كردهاند : 1 . قضيه « الكلّ اعظم من الجزء » از جمله يقينيات است كه ماوراء تطابق آراء عقلاء داراى واقع و نفس الامر هستند كه اينها را با آن سنجيده و حقانيّت و صدق آنها را به دست مىآوريم ولى قضيهء « العدل حسن » و « الظلم قبيح » از جملهء مشهورات صرفهاى هستند كه : « لا واقع لها وراء تطابق آراء العقلاء » و اينها قسيم و مقابل يكديگر هستند نه قسم يكديگر . 2 . حاكم به قضيهء « الكلّ اعظم من الجزء » عقل نظرى است ، ولى حاكم به قضيهء حسن و قبح عدل و ظلم عقل عملى است و تفاوت اين دو عقل هم بيان شد و لذا قياس مع الفارق است و چنين قياسى نزد خود اهل قياس هم باطل است . ج . خلقيات قسم سوم از اقسام ششگانهء مشهورات ، قضاياى خلقيّه يا خلقيّات يا آراء محموده مىباشند . خلقيات عبارتند از : قضايا و تصديقاتى كه در ميان جمهور شهرت داشته و ممّا تطابق عليها آراء العقلاء هستند . يعنى خاصوعام بر طبق آنها حكم و تصديق مىكنند و سبب اين شهرت و تطابق آراء ، وجود خلق انسانى است كه در همهء افراد بشر وجود دارد و همه به مقتضاى آن امورى را تحسين و امورى را تقبيح مىكنند . مثلا همهء انسانها حكم مىكنند به اينكه دفاع از حرم و اهل و عيال واجب است ، انسان مدافع از حرم را تحسين نموده و مستحق مدح مىدانند و كسى را كه مدافع حرم نباشد تقبيح كرده و مستحق مذمت مىدانند . يا مثلا همه دفاع از وطن را لازم دانسته و انسانهاى رزمنده را كه جان بر كف نهاده و با چنگ و دندان از وطن خويش پاسدارى مىكنند تحسين نموده و براى آنها ارزش ويژهاى قائلند ، و متقابلا انسانهايى را كه در مواقع حساس و بحرانى كنار كشيده و انزوا اختيار نموده و به ميادين نبرد نمىروند تقبيح مىنمايند . همچنين همهء انسانها صفت شجاعت را يك كمال دانسته و آن را امرى بايستنى مىدانند و شخص شجاع را مىستايند و به هر شكل ممكن در برابر او به ابراز